تبلیغات
دزفول پایتخت مقاومت ایران - چهارم خرداد روز دزفول - مطالب ابر شهیدان دزفول
دزفول پایتخت مقاومت ایران - چهارم خرداد روز دزفول
اینجا دزفول است؛ پایتخت مقاومت ایران - چهارم خرداد روز ملی دزفول
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


بلد الصواریخ یا شهر موشک‎ها عنوانی بود که عراقی‎ها در طول جنگ تحمیلی به شهر مقاوم و شهید پرور دزفول داده بودند این شهر که مظهر مقاومت مردم در مقابل حملات موشکی عراق نام گرفت در سال ۱۳۶۵ از طرف جمهوری اسلامی ایران با نظر سنجی از مردم ایران به عنوان شهر نمونه معرفی گردید و لوح زرین آن توسط دولت در یکی از میادین آن نصب شد.
مردم دزفول در طول هشت سال دفاع مقدس با همه ی توان در برابر دشمنان قهرمانانه ایستادند و با وجودی که بیشترین موشک بر پیکره این شهر وارد شد اما در حین جنگ مردم، بخش های تخریب شده شهر را همزمان بازسازی نمودند .
با این همه بخش های گسترده ای از بافت تاریخی دزفول آسیب دید وبیش از 2600 شهید در راه میهن و انقلاب تقدیم شد . به دلیل مقاومت های بی نظیر مردم دزفول لوح زرینی به عنوان شهر نمونه مقاومت و پایداری به دزفول اهدا شد و این شهر را پایتخت مقاومت ایران عزیز نامیدند و روز چهارم خرداد در تقویم ملی ایران به نام روز دزفول ثبت گردید .
دزفول که در طول جنگ تحمیلی ۱۷2 بار توسط انواع موشک‎های ۳ متری و 9 متری اسکاد B ساخت شوروی ۲۵۰۰ بار توسط توپ و ۳۰۰ بار مورد حملات هواپیماهای دشمن قرار گرفت و در این حملات بیش از 19000 واحد مسکونی تخریب گردید ولی هم چنان استوار به مقاومت خود ادامه داد و اراده رژیم عراق را در خالی کردن شهر توسط مردم و در هم کوبیدن آن را بر دل صدام گذارد و چنان مقاوم به عنوان تکیه گاه رزمندگان اسلام و نمونه‎ای از مقاومت برای کل جهان شناخته شد، تا پایان جنگ باقی ماند.

مدیر وبلاگ :محمد آذرکیش
مطالب اخیر


شهید حسن بویزه در کنار مادر شهیدش

شرح عکس:(فرمانده شهید حسن بویزه از فرماندهان گردان بلال لشکر ۷ ولی عصر(عج) در حالی که عازم جبهه بود بدلیل موشکباران شهر دوباره بر می گردد و با پرتاب مجدد موشک توسط دشمن بعثی و اصابت آن در محله قلعه دزفول،وی بهمراه مادر، برادر و خواهرش  مظلومانه در زیر آوار به شهادت می رسندو عجیب آنکه دو سال بعد، برادر دیگرش حسین نیز در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید!… و این عکس نمادی از دفاع دزفولی ها در دو خاکریز است!…)

وقتی در سال ۱۳۶۷ جنگ تمام شد فصل جدیدی با عنوان ادبیات دفاع مقدس در منظر نویسندگان و اهل هنر و ادبیات گشوده شد و رسالت جدیدی مبنی بر معرفی گفته ها و ناگفته های پرحادثه ترین جنگ جهان بر عهده راویان و ناقلان این حادثه مهم معاصر قرار گرفت.بویژه آنکه خصوصیات این جنگ با همه جنگ های دنیا متفاوت بود و در یک طرف این جنگ نابرابر، انسانهائی می جنگیدند که اعتقاد آنها مهمترین انگیزه رزم آوریشان بود.




لطفا برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید


نوع مطلب : چهارم خرداد روز دزفول، تاریخ دزفول، تقویم دزفول، خاطرات جنگ و مقاومت دزفول، روزشمار جنگ در دزفول، سرداران شهید دزفول، 
برچسب ها : دزفول، روز دزفول، چهارم خرداد روز دزفول، چهارم خرداد، شهیدان دزفول، شهید حسن بویزه، مقاومت دزفول،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 بهمن 1393

روایت پیامی که شهید حمید بهرامی برای برگزارکنندگان یادواره­ اش فرستاد

این چند سالی که شهدا افتخار خادمی­شان را نصیبم کرده اند تا هر ازچندگاهی چند خط بنویسم و یا مجری یادواره شهدا باشم؛

  این چندسالی که دست به دامان این به اوج آسمان رسیده ها شده ام؛

 این چند سالی که درد نرسیدن به آن قافله عشق  دارد بیشتر آزارم می دهد؛

و این چند سالی که بیشتر و بیشتر با قاب عکس های غبار گرفته هم کلام می شوم ؛

از آثار و نشانه هایی که این به معراج رفته ها رو می کنند،  بیشتر و بیشتر «وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ» را با تمام وجود درک می کنم.

آثار و نشانه هایی که همه و همه می بینند و البته «ما أكثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ»

سه شنبه 18 آذر ماه ، یادواره شهید حمید بهرامی و شهدای تیپ 292 زرهی  در تالار مهتاب دزفول در نهایت سکوت تبلیغاتی و سکوت رسانه ای برگزار گردید.

شهید حمید بهرامی از شهدای گمنام اتوبوس آسمانی گردان بلال است که کمتر به او پرداخته شده است . حمید بچه دزفول نیست و شاید دلیل گمنامی حمید هم همین باشد. شهیدی که مهمان شهیدآباد دزفول است.  پدرش ارتشی است و آن سال ها به دلیل ماموریت پدر در دزفول ، حمید هم همراه بچه های بلال رهسپار جبهه می شود و وصیت می کند که پس از شهادت در کنار رفقای دزفولی اش دفن شود.

اگر یادتان بیاید  اینجا  در مورد حمید قبلا یک بار نوشته بودم.

در این یادواره که پدر و مادر شهید بهرامی حضور داشتند اتفاقی عجیب و نادر افتاد که . . . 



ادامه مطلب


نوع مطلب : چهارم خرداد روز دزفول، تاریخ دزفول، تقویم دزفول، خاطرات جنگ و مقاومت دزفول، روزشمار جنگ در دزفول، سرداران شهید دزفول، 
برچسب ها : دزفول، شهیدان دزفول، شهید حمید بهرامی، دزفول در جنگ، دزفول در دفاع مقدس، روز دزفول، چهارم خرداد روز دزفول،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 دی 1393

حکایت اتوبوس آسمانی گردان بلال را اکثر دزفولی ها می دانند. اتوبوسی که در منطقه روستای خضر حاشیه بهمنشیر هدف شلیک راکت های هواپیمای عراقی قرار می گیرد و 34  تن از بهترین پرستوهای بلال را آسمانی می کند. خاطرات اتوبوس و تک تک مسافرانش کتابی قطور لازم دارد.

 


 این پیکر بی سر عبدالعلی است یا عبدالحسین ؟

                            

       شهید عبدالعلی پوریاقلی                شهید عبدالحسین دینوی



بچه های گردان بلال سرخوش از عطرپیروزی والفجر 8 ، باید خط را تحویل دهند.

تعدادی از بچه های گردان با یک اتوبوس و به همراه دو کمپرسی راه می افتند سمت منطقه. قرار است شبانه بروند و شبانه برگردند. اما به دلیل تخریب پل روستا جمع آوری وسائل و ادوات تا صبح طول می کشد.

بچه های بلال خسته از کار ، سوار اتوبوس می شوند تا برگردند به پادگان کرخه . هنوز اتوبوس راه نیفتاده است که غرش هواپیمای عراقی و همزمان راکت هایی که به سمت اتوبوس شلیک می شود ، همه چیز را به هم می ریزد.


 

تصویر اتوبوس گردان بلال پس از حادثه




ادامه مطلب


نوع مطلب : چهارم خرداد روز دزفول، تاریخ دزفول، تقویم دزفول، خاطرات جنگ و مقاومت دزفول، مقالات دفاع مقدس دزفول، روزشمار جنگ در دزفول، سرداران شهید دزفول، 
برچسب ها : شهیدان دزفول، دزفول در جنگ، مقاومت دزفول، شهید عبدالعلی پوریاقلی، شهید عبدالحسین دینوی، دزفول، روز دزفول،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 آذر 1393

مفقودالاثری که خبر شهادتش را خودش به مادرش رساند

شهید محمدعلی چراغ چشم

عملیات بدر بود که محمدعلی مفقودالاثرشد. امروزی ها می گویند جاویدالاثر. خبرها و روایت ها حکایت از شهادتش داشت و اینکه پیکرش ماند همانجا.

بسترش خاک و سایبانش بال فرشته ها. اما امان از دل مادر. مادرش آرام شدنی نبود و پرواز محمدعلی را قبول نمی کرد.

شبی در عالم خواب، اتفاقی افتاد که هم من آرام شدم و هم مادر محمد علی. و اما شرح خوابی که دیدم:

من بودم، خواهرم بود و پدر دوشهید. رفته بودیم بازدید از مناطق عملیاتی. با هم حرکت می کردیم. چند قدمی که رفتیم، خواهرم ایستاد. جلوتر نیامد. چند قدم جلوتر، آن پدر بزرگوار هم از حرکت ایستاد و من همچنان جلوتر می رفتم.

آرام آرام گام برمی داشتم که ناگاه دیدم فضای اطرافم شد همان فضای دوران جنگ. عده ای از رزمندگان نشسته بودند . فرمانده داشت برایشان صحبت می کرد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : چهارم خرداد روز دزفول، تاریخ دزفول، خاطرات جنگ و مقاومت دزفول، سرداران شهید دزفول، 
برچسب ها : شهیدان دزفول، روز دزفول، شهید محمدعلی چراغ چشم، دزفول، دزفول در جنگ، دزفول در دفاع مقدس، جنگ ایران و عراق،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 19 شهریور 1393

از موفق ترین فرماندهان لشکر 7 ولی عصر (عج) بود. قدرت، لیاقت، تیزهوشی و هوش سرشار نظامی،شجاعت ,نظم و انضباط، اطاعت از مافوق و رازداری از ویژه گی های او بود

سال 1340 ه ش در خانواده ای وارسته و مذهبی و در شهر افتخار آفرین دزفول متولد شد. از کودکی با مسجد، قرآن، معارف و شعائر اسلامی انس و الفت ویژه ای داشت، در جلسات آموزشی نوجوانان درمسجد ,به طور مستمر شرکت می کرد.ا و دوره رشد خود را با بهره گیری از آیات الهام بخش قرآن و کلام معصومین سپری نمود. حمید هیچ وقت از قرآن فاصله نگرفت و چه بسیار شبها که در حین قرائت قرآن و یا شنیدن آوای ملکوتی از طریق ضبط صوت به خواب می رفت.




ادامه مطلب


نوع مطلب : چهارم خرداد روز دزفول، تاریخ دزفول، خاطرات جنگ و مقاومت دزفول، سرداران شهید دزفول، 
برچسب ها : شهید حمید صالح نژاد، شهیدان دزفول، دزفول در جنگ، فرمانده گردان لشکر7 ولی عصر (عج)،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 21 تیر 1393

سردار شهید عبدالحمید بادروج در سال 1335 در شهر ایثار گر و زیبای دزفول پا به عرصه گیتی نهاد. او اولین فرزند خانواده بود و پدر با تمام وجود به تربیتش همت گماشت، تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت به پایان رساند و در دوران دبیرستان به جمع مبارزان رژیم پهلوی پیوست. او چندی بعد به علت فعالیت از مدرسه اخراج شد اما از پای ننشست و در قالب فعالیت‌های مذهبی به یاری امام امت شتافت. یکی از دوستانش در همین زمان معترضانه به او گفت: «چرا به فکر خودت نیستی؟» چرا به دانشگاه نمی روی و درس نمی‌خوانی؟» و او پاسخ داد: «من برای این کار آفریده شده‌ام و همین راه را هم ادامه خواهم داد».





حمید در اوائل انقلاب در خانه آیت‌الله قاضی محل تجمع انقلابیون نامش را به عنوان شهید در منزل ایشان نوشت و با پیروزی انقلاب به جمع سبزپوشان دشت شقایق سپاه پاسداران پیوست و سپاه دزفول را به همراهی دوستانش بنیان نهاد. برای مدتی فرماندهی سپاه اندیمشک را بر عهده گرفت سپس مسئولیت زندان اهواز را پذیرفت.


در سال 1361 به لشگر 7 ولی عصر (عج) رفت و به عنوان جانشین ستاد لشکر 7 ولی عصر (عج) منصوب گشت. سرانجام سردار دلاور خوزستان در سال 1366 هنگام زیارت کعبه معظمه در حرم امن الهی توسط مزدوران آل سعود به شهادت رسید.حاج عبدالحمید بادروج در سن 
۳۱ سالگی به دیدار حق شتافت و ایران اسلامی را در غمی بزرگ فرو برد.

 قسمتی کوتاه از وصیت نامه شهید:

بارخدایا تو را شکر و سپاس می‌گویم که بار دیگر لطف و رحمتت شامل حالم شد و توفیق زیارت خانه‌ات را به من عطا فرمودی امیدوارم که بتوانم ازاین سفر که بی‌شباهت به سفر آخرت نیست، توشه‌ای بردارم که سفری است بس عظیم.




       مزار این شهید عزیز در گلزار شهید آباد دزفول قطعه ۲ میباشد. یادش گرامی




نوع مطلب : خاطرات جنگ و مقاومت دزفول، چهارم خرداد روز دزفول، سرداران شهید دزفول، 
برچسب ها : شهید عبدالحمید بادروج، شهیدان دزفول، سرداران دزفول، وصیت نامه شهدا،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 آذر 1392

گرامی باد سالروز عروج سردار رشید اسلام شـهــیـــــــد محمد رضا آل عبدی



معاون اطلاعات و عملیات تیپ امام حسن(ع)

ولادت

**محمد رضا در سال 1340 در یكی از محله های فقیر نشین در دزفول در خانه ای قدیمی به دنیا آمد و از ابتدای كودكی زندگی ساده ای را سپری كرد. در همیشه عمر خود در فراز و نشیب زندگی صابر و ثابت قدم بود و از حوادث هراسی به دل راه نمی داد.

**از كودكی پسری محبوب و مظلوم و سر به زیر بود و سراسر زندگیش در معرض امتحان بود به طوریكه در اوان تولد بیمار شد طوریكه امیدی به زنده ماندنش نبود ولی به خواست خداوند در 9 ماهگی از مرض رها میشود او می ماند تا سختیهای آینده را لمس كرده و پس از تحمل آن به سوی پروردگارش بشتابد.

غذای روح

**در یكی از نوشته هایش به خواهرش می گوید: به دنیا و گرفتاریهای آن كمتر فكر كن و از امكانات مادی تا آنجا استفاده كن كه حداقل احتیاج مادیت تامین شود و به روحت بیشتر برس كه غذای روح مطالعه است.

بهترین عیدی

بهترین عیدی پولی است که کتابی و گفتاری شود ارزشمند که خوانده و شنیده می شود. انسانی می سازد که واقعاً شایسته استفاده از این همه امکانات الهی، زمین، آب، طبیعت و امکانات خدادادی باشد و در نهایت شایستۀ ملاقات «الله» باشد.

این بالاترین مقامی است که یک انسان می تواند داشته باشد؛ اگر انسانها بفهمند!...

دامادی

اواخر عمر شریفش مادرش اصرار داشت او را داماد كند ولی شهید در جواب میگفت صبر كن هنوز زود است. ولی در جبهه به دوستش میگوید میخواهم به محض برگشتن از جبهه ازدواج كنم ولی از روی مادرم شرم دارم و چند روز بعد از این سخن عروسشهادت را به آغوش می كشد. به قول همرزمش خدا خواست كه عروسیش هم اخروی باشد نكته جالب توجه اینجاست كه یك هفته قبل از شهادتش مادرش در خواب میبیند مردم به نزدش می آیند و میپرسند تو كه می گفتی پسرم عروسی كرده پس عروست كو؟ و او در جواب می گوید وقتی پسرم او را آورد همه میبینیم و همینطور هم شد كه پسرش یك هفته بعد به شهادت می رسد و عروس شهادت را به نزد مادر می آورد.

عروج

پاسدار شهید محمد رضا آل عبدی سرانجام پس از دو سال و اندی كوشش و خدمت در جبهه ها در 15 آذر ماه 61 در ادامه عملیات محرم با رمز یا زینب(س) در ماموریتی كه برای شناسائی دشمن داشت بر اثر اصابت با مین در حالیكه پای راستش به كلی سوخته و پای چپش قطع شده بود با ذكر شهادتین و تلاوت قرآن شهد شیرین شهادت را می نوشد.

نوشته :سبحان داودی

 





نوع مطلب : مقالات دفاع مقدس دزفول، روزشمار جنگ در دزفول، سرداران شهید دزفول، 
برچسب ها : شهیدان دزفول، سرداران دزفول، دزفول، چهارم خرداد روز دزفول، پانزدهم آذر،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 آذر 1392





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی